تحرک نظامی آمریکا؛ بازدارندگی، فشار یا مقدمه تقابل؟
اسماعیل هوراندی در یادداشتی نوشت: تحرک نظامی آمریکا؛ بازدارندگی، فشار یا مقدمه تقابل؟ اخبار مربوط به حرکت یا ورود ناوگان نظامی ایالات متحده به اقیانوس هند و نزدیکی مرزهای آبی ایران ـ فارغ از صحت و...

اسماعیل هوراندی در یادداشتی نوشت:
تحرک نظامی آمریکا؛ بازدارندگی، فشار یا مقدمه تقابل؟
اخبار مربوط به حرکت یا ورود ناوگان نظامی ایالات متحده به اقیانوس هند و نزدیکی مرزهای آبی ایران ـ فارغ از صحت و سقم آن ـ در حالت کلی میتواند به سه سناریوی محتمل منتهی شود.
نخست؛ سناریوی بازدارندگی یا پیشگیرانه در این حالت، هدف صرفاً ایجاد بازدارندگی و پیشگیری از هرگونه اقدام احتمالی از سوی ایران است. این سناریو خوشبینانهترین حالت ممکن تلقی میشود.
دوم؛ سناریوی فشار برای توافق از موضع قدرت بدین معنا که ایالات متحده با نمایش قدرت نظامی، در پی کسب دست بالا در مذاکرات و تحمیل شروط ناتمام خود به ایران است. این سناریو، رویکردی معتدل تر و در عین حال محتملتر به شمار میرود.
سوم؛ سناریوی اقدامات مقدماتی برای گزینه نظامی در این فرض، فرصت دیپلماسی پایان یافته و مسیر تقابل نظامی در دستور کار قرار گرفته است.
با دقت در اظهارات دونالد ترامپ و مقامات ایرانی، روشن میشود که موضوع از پیچیدگی بیشتری برخوردار است. در عرصه روابط بین الملل، همواره باید میان سیاستها و تصمیمات اعمالی با مواضع و اظهارات اعلامی تمایز قائل شد.
ایالات متحده از جنگ ویتنام به اینسو، هیچگاه الگوی ثابتی از مداخله نظامی را تکرار نکرده است؛ چه در افغانستان، چه در عراق، چه در جنگ ۱۲روزه و حتی در پرونده ونزوئلا.
رویکرد آمریکا همواره مبتنی بر اصل «غافلگیری» بوده و بر همین اساس، اطلاعات نظامی در بالاترین سطوح محرمانگی (Top Secret) نگهداری میشود و امکان نشت آن عملاً نزدیک به صفر است. از این رو، در صورت اتخاذ تصمیم جدی برای اقدام نظامی، اطلاع قبلی طرف مقابل عملاً غیرممکن بوده و ادعای اعلام پیشاپیش حمله، بیشتر محصول جنگ روانی و رسانه ای است.
بر همین مبنا، حتی در صورت وقوع درگیری، دامنه، شدت و مدت آن قابل پیشبینی نخواهد بود.
کشورهای منطقه با درک پیامدهای سنگین یک درگیری گسترده با توجه به قابلیت بالای ایران در پاسخ به تهدیدات تمامیت ارضی خود و برهم خوردن موازنههای سیاسی و اقتصادی، تلاش دارند مسئله را از مسیر دیپلماتیک مدیریت کنند. کشورهایی نظیر ترکیه، قطر و عمان همچون گذشته نقش میانجی را ایفا میکنند؛ با این حال، باید پذیرفت که بخش عمدهای از کشورهای منطقه شرکای نظامی ایالات متحده محسوب میشوند.
طالبان با تعهد به عدم اقدام علیه آمریکا، در افغانستان به قدرت رسیده است؛ پاکستان همزمان با آمریکا، عربستان و ترکیه پیمانهای دفاعی دارد؛ ترکیه عضو ناتو است؛ کشورهای حاشیه خلیج فارس تحت پوشش توافقهای دفاعی آمریکا قرار دارند؛ عراق نیز با واشنگتن پیمان امنیتی دارد و وضعیت اسرائیل و مصر نیز روشن است. از این منظر، این کشورها بر اساس تعهدات خود ناگزیر به همراهی با آمریکا هستند و هرگونه اقدام نظامی ایران علیه آنها میتواند بهعنوان توجیهی برای ورود مستقیم آمریکا به درگیری تلقی شود.
با این تفاسیر، اگرچه موقعیت برای ایران پیچیده است، اما همین میزان پیچیدگی و حساسیت برای آمریکا و کشورهای منطقه نیز وجود دارد. ایالات متحده با توجه به شرایط اقتصادی و تنشهای داخلی خود، در پی آن است که با کمترین هزینه، بیشترین بهرهبرداری را داشته باشد. با این حال، اهدافی چون تغییر نظام سیاسی یا خلع سلاح ایران، از جمله دستنیافتنیترین سناریوهایی است که حتی در محاسبات راهبردی آمریکا نیز امکان تحقق عملی آنها مورد تردید جدی قرار دارد.
بر همین اساس، میتوان امید داشت که نهایتاً این تنشها به سمت سناریوی بازدارندگی و تحقق نوعی توافق ـ هرچند محدود، ناپایدار و «دست پایین و گذرا» ـ سوق پیدا کند.
اسماعیل هوراندی
12 بهمن 1404